آقا من نمیفهمم چرا از آتلیه رفتن و عکس گرفتن اینقدر بدم میاد …

🙁

کلن نسبت به عکس گرفتن حس خوبی ندارم

از شانسمون همه دور و بریامون عاشق این عکس گرفتن و این برنامه هان

هعی روزگار ….

مشکی .. سفید .. لیمویی

اوووم

فقط حیف اون مشکیه

خیلی خوب بود .. به به

اشکال نداره …فردا میریم مهران یکی دیگه بگیر

🙂

HAS NOT BEEN SELECTED

هی از صبح دارن اعلام می کنن و هشدار میدن که قراره  باد و بارون و تگرگ شدیدی بشه

ما هم که جو گیر

به هرکی رسیدیم امروز جو دادیم که امشب قراره سیل بیاد و طوفان بشه و این برنامه ها

والا تا همین الان که ۱۲ شبه فقط یه نم بارون زده

مملکت نداریم که

دست به دست هم دادن عمام امت رو ضایع کنن

البته من که میدونم اینا همش کار آمریکای جهان خواره

با اون لاتاری شون و اون هز نات بین سلکتددشون

…… 🙁

به هم دیگه امید بدیم

یا

با امید به هم دیگه بدیم

زیاد فرقی نمیکنه

مهم اینه که همیشه امیدوارم باشیم و امید داشته باشیم.

جووووون

یکی از فانتزی هام اینه که

برم یه بنز E250 بخرم و بدم پشتش بنویسن

“پول که نداشته باشی قصاب سر کوچه هم بهت دل نمیده چه برسه به عشقت ”

بعد برم اندرزگو دور دور

🙂

جوووووون …بده اونو لامصبببببو

بوی پوشال نو

زیر باد کولر خوابیدن رو با هیچی نمیشه عوض کرد

حتی …

با وجود گلو درد و سرماخوردگی و این برنامه های بعدش

….

من باشم و تو باشی و خدا هم بینمون

دما سنج ماشین 36 درجه رو نشون میده

9 اردیبهشت

من …!

آفتاب ،عجیب پوستمو می سوزونه …

من…!

گرممه … گر ممه … گر    ممه ….

اصن انگار نه انگار یه روزی عمامی هم بوده ها

ای تو روحت بهمن

بیگ کلشو ….

هی روزگار

عیااااااال … بده اون لامصببیو ببینم ….