دلار شده ۱۱ هزار تومن

از وقتی پیدا کردیم خودمون رو

فقط داشتیم نفس نفس میزدیم‌ و عرقمون رو پاک میکردیم.

میخوردیم زمین ،خاکی و‌ زخمی ، اما نباید وایساد رو یادمون داده بودن از قبل و میدوییدیم فقط ، مثل اسب مثل سگ مثل هر چی که فکر کنی

خوشحال بودیم با آرزوهامون و رویاهامون

…میدوئیدیم

پشت لبمون سبز شد

….میدوئیدیم

جوون مگه جوونی نباید بکنه ؟!

نفس نفس بود و خیسی عرق و خستگی چرا همش پس

یادته رفیق تو اوج جوونی زدیم رفتیم به بدترین نقاط کشور و دلمون خوش بود داریم تلاش میکنیم و زندگی رو میسازیم و عشق میکردیم با آینده روشنمون

….هه ….میدوئیدیم

آره تکیه گاهی نبود…ساپورتی نبود…پشت محکمی نبود

همین جوری فقط سنمون رفت بالا و عمق نفسمون کمتر شد

یادته یه روزی با یه بیسکوییت ساقه طلایی تو اتوبان همت عشق میکردیم و از صدتا چلو کباب بیشتر می چسبید بهمون؟!

احساسمون عوض نشد…هنوزم همونیم

اما روزگار عوض شد‌

مقصر نه منم و نه تویی

سیستم و جامعه و مملکت درست نبود…راه درست بود ولی خراب بود و پر از چاله چوله

بی خیال‌رفیق

این روزا داریم تاوان میدیم

تاوان دوئیدن هایی که معلوم نیست آخرش به کجا میرسه و نفسی که کجا قراره بند بیاد…

…!


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *